أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
411
تجارب الأمم ( فارسى )
سال سيصد و بيست و سوم آغاز شد در اين سال راضى [ خليفه ] مشرق و مغرب [ 1 ] را به دو پسر خود امير ابو جعفر و ابو الفضل واگذار كرد . و ابو حسين على پسر ابو على [ محمد ] بن مقله را به دبيرى آن دو بگمارد و روز دوشنبه پنجم محرم [ 323 ] خلعت پوشانيد . ابو حسين نيز ابو الحسن سعيد بن عمرو بن سنگلا [ 2 ] را جانشين خود در آن كار ساخت و گزارش آن را در بخشنامه نوشتند . نيز در اين سال گزارش به بغداد رسيد كه غلامان مرداويج بن زيارگيلى ، او را در گرمابه كشتهاند . محمد بن ياقوت سرفرازانه مىپنداشت كه نقشهء اين كار را او ريخته است . او مىگفت : يكى از غلامانش به دستور او به مرداويج پناهنده شد ، و در پنهان ، ده و اند نامه ، به وسيلهء پيكهائى كه نامشان را ياد مىكرد ، با او داد و ستد كرده است . او نامههايى را كه آن غلام در اين باره به او نوشته بود ، نشان مىداد . ابن ياقوت بخشنامهاى نوشت كه در مسجد آدينه خوانده و گزاره شد ، و آن را براى فرمانروايان اطراف نيز فرستاد ، كه در آن اعلام مىكرد او نقشهء * آن پيش آمد را كشيده بوده است . ولى همهء آن بخشنامهها دروغ [ 3 ] بود . سخن درست ، چنان كه ما گزارش ريز آن را
--> [ ( 1 - ) ] M : دادن مسئوليت ديوان به كودك ، كه يك جانشين ، كار او را انجام دهد ، به وسيلهء مقتدر نيز دربارهء پسرش ابو العباس كه همين راضى است انجام شد . ن . ك . خ 5 : 99 - 98 و 257 [ ( 2 - ) ] صولى در همانجا نيز گويد : هيچكس را نديدم ، از خوشبينى سرورش بدين اندازه سود برده باشد كه سنگلا [ سنجلا ] از راضى سود برد . [ - خ 6 : 25 . و تعليقات نقض : 225 ] [ ( 3 - ) ] مشكويه مىخواهد از نقش محمد بن ياقوت نيم بردهء آرامى نژاد خليفه ، بلكه از نقش بغداد در كشتن مرداويج بكاهد و آن را يك پديدهء آسمانى بنماياند ، ولى پيشينهء كوشش عربها براى آوردن تركان از آسياى مركزى به ايران و سنى كردن ايشان و برانداختن حكومت سامانى و شيعيان اسماعيلى خراسان به دست آنان ، نقش بغداد را در كشتن « مرداويج » فرمانرواى كوهستان به دست تركان و درستى ادعاى محمد بن ياقوت را تأييد مىكند ، نه نظر مشكويه را . مؤلف سنىزدهء ما از خود مرداويج كه رقيب خاندان بويه در براندازى حكومت عرب از ايران و خواهان برپا كردن دولت ايرانى ( خ : 5 : 488 ) در همان ايوان